تبليغاتX
گیل
یادداشتها/تاریخچه ی روستای نویس

 مروری بر عزاداری و شبیه خوانی در نویس

 

                                         غلامعلی میرزا خلیلی

سابقه تعزیه داری و مصیبت بر سید الشهدا در روستای نویس بیش از صد سال سابقه دارد و با توجه به مو قوفات که به همین منظور از طرف بزرگان و مردم خیر اختصاص می یافت دوام و شکوه ان سال به سال فزونی می گرفت تاریخچه ساختمان حسینیه نویس در دوران حکومت قا جاریه بوده است و به احتمال پس از خلع محمد علیشاه و از رونق افتادن تکیه دولت که مصادف با گسترش تکایا و حسینیه ها در بلاد و شهرها بوده است اتفاق افتاده استقبال مردم از روضه و شبیه خوانی که در دو نوبت شب روضه و موعظه و هنگام عصر شبیه خوانی وتعزیه به مدت یکماه اجرا می گردید. ساختمان حسینیه در گذشته بسیار ساده و دارای دو قسمت درونی وبیرونی بود صحن درونی محلی برای روضه خوانی و در بعضی موارد بعلت های مختلف تعزیه نیز بر گزار می گردید که در قسمت پایین اقا یان و در نیم طبقه ان خانمها جای می گرفتند و درب جداگانه داشت که بنام گوشوار طاقنا مه از یکدیگر قابل شناسایی بود سقف بلند با تیر های چوبی و ستونهای چوبی و مستعد و با شکوه و دیوارهای ضخیم ومحکم شاهد برگزاری مصیبت سالار شهیدان بود. روشنایی این صحن سر پوشیده را چراغهای موشی و نوعی دیگر که اویزان می کردند واز یک پوشش کاغذی شفاف که بجای شیشه کاربرد داشت و تاشو نیز بود تامین می گردید.

صحن بیرونی حسینیه که بیشتر مراسم شبیه خوانی در ان انجام می شد دارای سقا خانه . طاقنامه. گوشوار جایگاه مخصوص ریش سفید هاو بزرگان و محلی برای نشستن بچه ها و جوانترها و سکویی مربع شکل به ارتفاع 55 سانتی متر از سطح صحن حسینیه و 5/3 متر طول و عرض و جایگاه موزیک و محل گردش اسب که همزمان قابل استفاده برای چهار اسب استعداد داشت و همچنین نشستن خانمها در طاقنامه های داخل حسینیه از پشت بام حسینیه و اطراف حسینیه برای نشستن تقسیم بندی میشد. در اطراف صحن بیرونی درختهایی بود که از قنات دشت مجاور راه اب داشت و ابیاری می شد وپس از ان ادامه می یافت و باغچه عمارت نورا در محله(وردان) ابیاری می کرد و به رود خانه می ریخت.

در اول ماه محرم گروه ریش سفیدان نوحه دست جمعی سر می دادند وبه یاد حضرت امام حسین (ع) اعلام عزا می نمودند.

کنده درخت بزرگی در گوشه شمال غربی حسینیه بود که کاه بر ان می ریختند واتش میزدند این اتش تا پایان  محرم دوام داشت و از ان استفاده میشد. مراسم تعزیه اول ماه محرم با مجلس تعزیه قانیا شروع می گردید.

در بعد از ظهر تعزیه و شبها روضه خوانی و وعظ انجام می گرفت به استثنای روزعاشورا که در صبح مراسم تعزیه بر گزار میشد. با رونق یافتن مراسم تعزیه خوانی و امدن افراد از اطراف برای تماشای تعزیه مخصوصا روز عاشورا و استفاده از اسب و شتردر این روز مراسم در جایی  دیگر در پشت ده که قتلگاه نام گرفت ومیدان مناسب برای اسب دوانی برگزار می گردید. این محل بنا بر شواهد موجود قدیمی تر از حسینیه می باشد وبه احتمال محل تعزیه خوانی در گذشته در این مکان بوده و بعدا به حسینیه کشیده شده به یاد کرد گذشته ان مراسم روز عاشورا و نام گرفتن قتلگاه بدین منظور بوده است.

هنگام حرکت از حسینیه بطرف قتگاه در روز صبح عاشورا گروه سینه زن همراه با نخل و علم بطرف محلی به نام سنگ اسب در مجاورت قتلگاه حرکت می کردند و معتقد بودند که اسب امام حسین (ع) بران سنگ گذر کرده و پس از ادای نذورات به قتلگاه مراجعت و مراسم تعزیه اجرا می گردید و تا ساعتی از ظهر گذشته ادامه داشت.

تعزیه خوانها شبیه گردانها که تا این لحظه به قلم حقیر رسیده اند عبارتند از مرحومین اقا غلامعلی.ملا ابو تراب. مشهدی حسین "نقش حمزه را ایفا می نمود" حاج ملا اقا. میرزا بابا. حاج  اسماعیل. حاج ملا محمود. شیخ نوری. ملا حسن. حاج میرزاعلی.حاج تقی محمد تقی (امیر نژادی) حاج محمد معصوم بیگی. حاج مرتضی باقری. حاج سید علی اصغر سجادی. کربلایی احمد. مشهدی ذبیح ا... .اقا سید حسین فاطمی و دیگران.

 

                                                                          روحشان شاد                   

 

                                                            

                                                                                      غلامعلی میرزا خلیلی

 

                          

                                   در پیدایش این گفتار از منابع زیر استفاده شده :

                                                  

                                                          1- تاریخچه نوروز به شماره ثبت 19125

                                                                  2-گاه شماری و جشن ایران باستان مولف                                                                           هاشم رضی

                                                          3- انسان و اب در ایران محمد میر شکرایی

                                                        4  - اطلا عات شخصی مصا حبه و پر سشهای میدانی

 

 

                                                          

مقدمه ای بر تعزیه و شبیه خوانی بر مصیبت حضرت امام حسین(ع)در ایران           

                                              غلامعلی میرزا خلیلی

 

 چنانچه در جستجوی ریشه های نمایشی شبیه خوانی باشیم باید به دوران پیش از اسلام و به حماسه های "اوستایی" "پهلوی" "تاریخی" و"ملی"و به مراسمی مانند شهادت سیاوش بازگردیم. در کتاب های مختلف در مورد شهادت سیاوش مطالبی بسیار امده است چنانچه در همه ولایتها معروف است و انرا گریستن مغان خوانند و این سخن زیادت از سه هزار سال و همچنین توسط الکساندر مونیگ باستان شناس روسی نقاشی دیواری در نزدیکی سمرقند یافت شده که سند معتبری در تایید مراسم نمایشی_ ایینی سوگ سیاوش به شمار می رود ابوبکر محمد بن جعفر النر شخی درتاریخ بخارا گفته است که اهل بخارا را بر گشتن سیاوش سرود های عجیب استو ان سرود ها را کیش سیاوش گویند اما گذشته از موارد یاد شده ریشه شبیه خوانی به صورتی که شکل نهایی ان در نیمه دوم قرن سیزدهم هجری قمری ارائه گردیده باید در فاجعه مذهبی_ تاریخی کربلا شهادت امام حسین (ع)و یارانش در جنگ با لشگریان  یزیدخلیفه اموی در سال 61 هجری قمری دانست.

در مورد اغاز اجرای مراسم سوگواری و تعزیه داری به سوگ نشستن در شهادت امام حسین(ع) و یارانش خبرها و نظرات گوناگونی داده شده است. از ان جمله با فرمانی که (معز الدوله دیلمی) درقرن چهارم هجری صادر می کند مراسم سوگواری فاجعه کربلا رسمیت داده میشود وپس از ان تاریخ که در سال "352"هجری قمری می باشد در گوشه و کنار مراسمی در سوگ شهادت امام حسین (ع) و یارانش برگزار می گردد و جلسات روضه خوانی و وعظ ترتیب داده میشود و کم کم مجموعه این مراسم شکل نمایش به خود می گیردو پس از قرنها به مراسم"شبیه خوانی" تبدیل میگردد. (ادوارد براون) در مجلد چهارم تاریخ  ادبی ایران در این مورد نوشته است. (معز الدوله احمد بن بویه) در بغداد در دهه اول محرم دستور داد بازارهای بغداد را بستند و مردم لباس عزا پوشیدند و در مصیبت سیدالشهدا (ع)به تعزیت پرداختند و چون این مراسم در بغداد رسم نبود علمای اهل منت انرا بدعتی بزرگ دانسته و چون به معز الدوله دستی نداشتند چاره خبر تسلیم نتوانستند.بعد از ان تا انقراض دوللت دیالمه شیعیان در ده روز اول محرم در تمام بلاد رسم تعزیه بجا می اوردند. و در بغداد تا اوایل سلطنت طغرل سلجوقی بر قرار بود اصل این خبر از علی ابن الاثیر "معروف به ابن اثیر" در کتاب تاریخ بزرگ اسلام وایزانامده است که چنین است. در دهم محرم "352" معزالدوله دیلمی به مردم دستور داد که برای حسین بن علی (ع)دکان ها یشان را ببندند و بازارها راتعطیل کنند و خریدوفروش نکنندو نوحه بخوانند و جامه های خشن و سیاه بپوشند وزنانموی پریشان و روی سیاه کرده و جامه چاک زده نوحه بخوانند و در شهر بگردند و سیلی بصورت بزنندو مردم چنین کردند.

و هم چنین نخستین سند که حکایت از اجرای نوعی مراسم شبیه خونی در دوره زندیه دارد متعلق به ویلیام فرانکین است که در سال 1786 میلادی و مقارن با حکو مت زندیه به ایران سفر کرده است.

در همین رهگذر در دوره قا جاریه شبیه خوانی شکل نهایی نمایش خود را پیدا می کند و به شکوه واقتدار بی مانندی می رسد مخصوصا مقارن با حکومت پنجاه ساله ناصرالدین شاه و تاسیس(تکیه دولت) در سال1248 شمسی بدستور ناصر الدین شاه و مباشرت دوستعلی خان معیر الممالک در زاویه جنوب غربی کاخ گلستان با گنجایش بیست هزار نفر و صرف مبلغی معادل یکصد و پنجاه هزار تومان اتفاق افتاد و به عنوان نخستین تما شا خانه عمومی ایران تا قبل از خلع محمد علیشاه اختصاص به برگزاری تعزیه داشت میرزا تقی خان امیر کبیر نیز توجه خاصی به تعزیه ذاشت حتی بعضی شعرا را وادار کرد که اشعاری برای تعزیه بسرایند.

در این جمع بندی می توان گفت مقدمات  شکل گیری شبیه خوانی در دوره ی صفویه انجام شد وتجارب نخستین ان در دوره ی زندیه اغاز گردید و شکل متکا مل ان در دوره ی قاجاریه پدیدار شد :هسته ی اصلی تعزیه  شهادت قهرمانانه ی امام حسین(ع) پسر دخت محمد (ص)

پیامبر خداست پس از رحلت پیامبر جامعه ی نو پا ی اسلام با مسئله ی تامین رهبر جدید مواجه شد. اندکی بعد جامعه ی مزبور خود را به دو دسته ی شدیدا مخالف که یکی به سنت باستانی جانشینی انتخابی عربی معتقد و دیگری به دسته دوم شیعیان هستند. سه خلیفه متوالی منتخب از یاران پیامبر بودند سپس علی(ع) پسر عم  داماد محمد (ص) و رهبر شرعا خلیفه شناخته شد  علی (ید الله) در نظر شیعیان چنان متعالی است که گفته می شود محمد (ص) شهر

علم است و علی دروازه ی ان شهر اما علی به ضرب شمشیر وسپس پسر ارشدش امام حسن (ع)  توسط زهر شهید شدند وحکمران شام (معاویه ) خلافت یافت و دمشق را پا یتخت خلافت  خویش قرار داد اما امام  حسین (ع)  در دفاع از مقصود  ال علی پافشاری نمود  واز سوی شیعیان کوفه – شهری نزدیک بغداد کنونی – دعوت شد تا عهده دار رهبری انان گردد.

حسین(ع) پذیرفت وبه همراه خانواده وهفتاد تن از همراهان(در اصل هفتاد. دو تن ). چهل پیادهو سیودوتن سواره از مکه اهنگ کوفه کرد ولی بر دشت کربلا در دامگاه خلیفه یزید گرفتار امدند با انکه شکست محتوم می نمود حسین(ع)و یارانش ده روز را بدون اب در دشت سوزان کربلا تاب اوردند و عاقبت با همراهان و چند تن از اوتاد ذکور بیتش از دم نیزه ها  و شمشیر های یزید گذشتند. زنان و کودکان بر جای مانده را بسوی دمشق به اسارت یزید بردند مورخ معروف ابوریحان بیرونی میگوید او حسین (ع)و یارانش را از راه بستن اب بر انان گذراندن از دم شمشیر  اتش در خیام حرم بر نیزه کردن سرها اسب دوانیدن بر اجساد که در هیچ امتی "حتی" با اشرار خلق چنین نکرده  اند از میان بردند.

محاصره در نخستین روز از ماه محرم اغاز شد و عاشورا (دهم همان ماه)به پایان خونبار خود رسید. این واقعه در تقویم مسلمانان بسال 61 هجری برابر با 680 میلادی رخ میلادی رخ داد.

دیری بر نگذشت که اوردگاه ومقابر کربلا زیارتگاه مقدس شیعیان در سرتاسرامپرا توری اسلامی شد.

تعزیه از نظر لغوی به معنی اظهار همدردی سوگواری و تسلیت است ولی به عنوان شکلی از نمایش ریشه در اجتماعات و مراسم یاد کرد شهادت امام حسین (ع)در ایام محرم دارد و در طول تکامل خود باز نمایی محاصره و کشتار صحرای کربلا محور اصلی ان بوده و هیچگاه ماهیت مذهبی اش را از دست نداده است. از انجا که شیعیهن مرگ حسین(ع)را عملی مقدس و رهاییبخش می دانستند اجرای مراسم محرم را نوعی تلاش به سوی نجات و فلاح بحساب می اوردند بعد ها نیز پنداشتند که مشارکت در نمایشای تعزیه خواه در ردیف بازیگران خواه تماشا گان انان را از شفاعت حسین(ع) در روز قیامت بهره مند خوههد ساخت.

مردم فلات ایران شاید به دلیل سنت پادشاهی موروثی و مل گرایی قومی به طرز خاصی پذیرای مذهب تشیع بودند.

بنا به یک افسانه ایرانی دختر آخرین پادشاه سلسله ساسانی در تهاجم مسلمانان به اسارت برده شد و به زوجیت حسین (ع) در آمد. مراسم سالانه سوگواری ماه محرم  از دیر باز با شکوه و تاثیر عظیم برگزار میشد . یا د کرد قهرما نان از دست رفته  مدت های مدید جز مهمی از فرهنگ ایران را تشکیل می داده . پیام رهایی از طریق فدا شدن به  گونه ای همان افسانه های ماقبل اسلام چون مرگ سیاوش و نیز مراسم ایین ادو نیس ( اساطیر یونانی ) و (تموز) در فرهنگ بین النهرین باستان وجود داشت . در سده دهم میلادی اجتماعات ماه  محرم بخوبی تشکیل شد ابن اثیر مورخ معتبر از شمار عظیم شرکت کنندگان با چهره های سیاه شده شده و موهای پیر شده سخن میگوید که گرداگرد شهر بغداد می گشتند و در مراسم ماه محرم به سینه می زدند واشعار حزن انگیز می خواندند این در زمانی بود که سلسله ایرانی ال بویه بر بغداد حکومت داشت.

 

 و همچنین در نخستین سالهای سده شانزدهم زمانی که در عهد سلسله صفوی ایران که در گذشته همواره نیروی فرهنگی قدرتمندی بوده بار دیگر به قدرتی سیاسی تبدیل شد تشیع مذهب رسمی کشور شناخته شد. مراسم محرم حمایت و تشویق دربار را جلب کرد یاد کرد. شهادت امام حسین(ع) به صورت عملی میهن پرستانه در امد و در همان زمان مراسم محرم در دوره حکومت صفوی رشد و توسعه می یافت.

شکل مهم و معروف دیگری از نمایش مذهبی پدید امد که نقل نمایشی زندگی و اعمال رنجو مرگ شهیدان شیعه بود موضوع این نمایش در اساس هر چند اندک همیشه در ارتباط با واقعه کربلا بود این داستانها از کتابی فارسی بنام روضه الشدا یا بهشت شهیدان گرفته می شد و از اوایل سده شانزدهم به بعد در میان شیعیان به گونهای گسترده انتشار یافت.

در خلال سالهای 55_ 1950 (انریکو چروکی) سفیر ایتالیا در ایران تعداد غیر قابل باور 1055 مجلس تعزیه را از مناطق مختلف ایران جمع اوری و به کتابخانه واتیکان در رم اهدا نمود که نسخه هایی نیز از مجالس تعزیه بخط علی صابری (تفرشی)معروف به نسخه های خط درشت در کتابخانه مزبور مظبوط می باشد.

                                                                                      غلامعلی میرزاخلیلی

 

                                                        در این گفته ها از منابع زیر استفاده شده است

 

1-    تعزیه و تعزیه خوانی : از صادق همایونی 

2-  سیر تحول مضامین در شبیه خوانی (تعزیه)از جمشید ملک پور تعزیه نیایش و نمایش در ایران : پتر جی. چلکو وسکی ترجمه داود حاتمی

3-    نمایش و نیایش در ایران از حسن مشحون

4-    مصاحبه از افراد مختلف محلی و دیدار شخصی از محل و پرسشهای میدانی.

5-    نقل قولهای مختلف مخصوصا پدرم.

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم شهریور 1386ساعت 9:56  توسط غلامعلی میرزا خلیلی  | 

*    مختصری از زندگینامه ی حضر ت ایت الله حاج حسین رجبی نویسی

 

زاهد و عابد و صوفی همه طفلان رهند

مرد اگر هست بجز عالم ربانی نیست

 

حضرت ایت الله حاج حسین رجبی نویسی امام جمعه ی فقید شهرستان دلیجان از توابع استان مرکزی در اول فروردین ماه 1314 شمسی در روستای نویس از توابع قم دیده به جهان گشود .تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش اغاز و از سال 1328 وارد حوزه ی علمیه ی قم شدند. دروس مقدمات وسطح را نزد ایات عظام مشکینی  ومحمد مجاهدی و سید محمد باقر  سلطانی طباطبایی به پایان رساند ودروس خارج فقه و اصول را نزد ایت الله بروجردی – امام خمینی – محقق داماد – گلپایگانی و محمد علی اراکی تلمذ نمود و همزمان با تحصیل به تدریس در حوزه ی علمیهی قم پرداخت. وی در ان دوران با اکثر علمای  بزرگ و شخصیت هایی که بعدا در دوران انقلاب از بزرگان انقلاب بودند همدرس و با هم مباحثه بود به گونه ای که همین امر باعث شده بود پس از پیروزی انقلاب شخصیت علمی ایشان  مورد احترام و اقرار کارگزاران نظام قرار گیرد.

 وی از ایات عظام امام خمینی و گلپایگانی و مرعشی نجفی و دیگر مراجع اجازه تصدی و رسیدگی به امور حسبیه و وجوه شرعیه داشتند. در سالهای قبل از پیروزی انقلاب  وبا اغاز قیام 15 خرداد 1342 شمسی  به فعالیتهای سیاسی روی اورد و در جریان مدرسه فیضیه مورد ضرب و شتم نیروهای پهلوی قرار گرفت.

    ایشان در سال 1346 به دعوت عده ای از مومنین و به عنوان یکی از روحانیون شهر به منظور انجام امورامامت جماعت مسجد صاحب الزمان شهر دلیجان از قم به دلیجان نقل مکان مینماید. در دوران اوج گیری انقلاب محور مبارزه با نظام شاهنشاهی در شهر دلیجان میگردند وبه سبب فعالیتهیش دستگیر و در اراک شکنجه شد اما پس از اعتصاب  مردم دلیجان ازاد میگردند.پس از پیروزی انقلاب قبل از استقرار کمیته ها و سایر نهادها به دلیل شناخت خوب مردم با گماردن افراد ذیصلاح  به رتق و فتق امور میپردازند تا اینکه در 25 فروردین 1358 به دنبال درخواستهای مکرر مردم از سوی امام خمینی به عنوان امام جمعه ی شهر دلیجان معرفی شدند و از ان پس تا قبل از رحلت نیز این مسیولیت را به نحو شایسته ای انجام میدادند.

 

 

وی در خرداد 1378 در حالیکه مشغول ایراد خطبه های نماز جمعه بودند از سوی یکی از افراد گروهک مهدویت ترور گشته و از ناحیه ی سینه وکتف و دست چپ به شدت مجروح و تا مرز شهادت پیش رفتند وبه درجه ی جانبازی نائل امدند ودست چپ ایشان از کار افتاد به صورتی که این ضایعه طی سالیان گذشته موجب ناراحتی ایشان میگشته است. با این حال مصائب را تحمل و مجدانه امور را پیگیری می نمودند.

ایت الله نویسی این مرد فاضل و با تقوی در روزهای پایانی تیر ماه 1385 به علت تشدید بیماری قند که ناشی از صدمات جراحات دست و ریه اش بود دچار نارسایی های قلبی شده بود ند ابتدا در بیمارستان امام صادق (ع) دلیجان بستری و سپس در بیمارستان سینای اصفهان تحت معالجه قرار گرفتند که اقدامات در مانی  موثر واقع نشده و سرانجام در صبح روز شنبه 28 امرداد 1385 دار فانی را وداع  وپیکر پاکش بنا به اصرار مردم عالم دوست دلیجان و کسب اجازه از خانواده ی بزرگوارش  در جوار شهدای دلیجان مدفون و زیارتگاه مردم دلیجان گشت.

 

مرد اگر مرد است میماند به روزگار

صید دلها میکند در اقتدار روزگار

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 11:3  توسط غلامعلی میرزا خلیلی  | 

ادامه ی مطالب: این محله همسایه ی قلعه ی قدیمی نویس است  که در گذشته  دور وجود داشته  و هم اکنون  نام ان باقی است  و ساختمانها بر ان بنا شده و گویند چاهی در ان قرار دارد که دارای اب می باشد همچنین  برج "عباس میرزا " در این محله واقع که در حال حاضر در محل ان مسجدی کوچک لیکن زیبا سا خته شده است که محل برگزاری نماز می باشد . ناگفته نماند در این محل اب انباری  وجود داشت که جز ساختمان  مسجد گردیده است . دیگر اینکه مسجدی در ابتدای این محله است که 40 سال پیش تجدید بنا گردیده و کنار راه ارتباطی " نویس"  به "کاسوا" قرار دارد که هم اکنون  رو به ویرانی است . در حال حاضر این محله اباد  واهمیت بسزایی یا فته . محل تجمع  و داد و ستد  ومسافرت  به دیگر نقاط شهری  وروستایی همچنین  بعضی  خدمات  روستایی  دراین محله متمرکز گردیده و نیز وجود حمام عمومی مزید بر علت است.

(ج)محله ی"رودبار (روبار)"یا همان محله پایین.

این نام بر گرفته شده از رودخانه است که از این محله میگذرد و نویس را به دو قسمت نا مساوی تقسیم میکند . محله "رودبار " از قدیم پر رفت وامد  ومحل استقرار خوانین بوده است . مجموعه مسکونی خانواده های " میرزا ابراهیم خان وزوایی" که زمانی وزیر محمد شاه قاجار بوده و دارای نفوذ و شهرتی در دوران خود بوده  در این مکان واقع است. همچنین" میرزا اقا خان نویسی " فرزند وی و " شیخ محمد موثقی –اقا حسن-اق حسین" دو سید بزرگوار از اکابر  دو قرن گذشته  وکمی پیش تر نویس  در این یاکن بوده اند. برج ومنازل مسکونی افراد نام برده خراب و نیمه خراب  ان هنوز پا بر جاست . " مدایح نگار  تفرشی" از نوادگان "میرزا ابراهیم خان وزوایی"  می باشد  و مولف کتاب "ملستان "  بر وزن "گلستان"  ونیز کتاب "تذکره انجمن نادری" که در این کتاب از میرزا ابراهیم خان وزوایی یاد کرده است . حدود این محله از کوچه "باره بر " یا "پاله ور " تا " محله ی وردان " که محله ای قدیمی بوده است  ودر حال حاضر نام ان شاید در بعضی خاطر ه ها  باشد منتهی می گردد. حمام قدیمی نویس که فعلا خرابه ان باقی است در کنار "چشمه" (قنات)  و همسایگی مسجد محله و اما زاده "بی بی شریفه  خاتون دختر موسی بن جعفر(ع)" دارای اهمیت فو ق العاده ای بوده و هم اکنون نیز هست . در این محله "زاغه " فراوان است که همگی محل نگهداری احشام می باشد . در بین این زاغه ها زاغه ای مشاهده می شود که در دل کوه کنده شده  ودارای 4 الی 5 طاقچه است که بیشتر شبیه محل مسکونی است  ونه نگهداری احشام.

                                                                  

                                                              غلامعلی میرزاخلیلی

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم مهر 1385ساعت 10:55  توسط غلامعلی میرزا خلیلی  | 

وضعیت اجتماعی وجغرافیایی نویس

در فکر بودم که چه کنم واز کجا شروع کنم که دوستی پرسید: ایا نویس نامی که به ادوار دور متعلق است؟ سوال ایشان را اینگونه جواب گفتم در کتابی که حدود قرن چهارم هجری قمری به عربی ترجمه شده است "نوند" نام محلی است که بعد از "قاهان " وقبل از "کاسوا" امده است و به نظر حقیر احتمال اینکه محل یاد شده "نویس " فعلی باشدبسیار است.به صحبت و سوال خویش ادامه داد وگفت: ایا چیز دیگری سراغ داری که بر این امردلالت کند؟

گفتم در کتابی دیگر که در قرن هشتم هجری قمری به فارسی نوشته شده است "نوذر"در ردیف اسامی "کهندان"و "ابردزگو"کاسوا"امده است ودر پانوشت همین کتاب"نویز"را معادل"نوذر"قرار داده ودر توضیح ان گفته است شاید "نوبران"که یکی از محلهای ساوه باشد. ولی تصور ی که حقیر دارم بر این است و چون از نظر ردیف جغرافیایی در کنار نام "کهندان"و"ابدز"از این محل نام برده شده منظور از"نوذر"و"نویز"همین نویس فعلی باشد.

باز هم به سوال خود ادامه داد وفرمود:راستی برایم بگو منظور از "ابردز"چیست گفتم از باب احتمال قبول کنید که "ابره در "بدان نزدیک است.زبان به دهان نمیگرفت پی در پی میپرسید داشتم کلافه میشدم بر من نگاهی کرد وخندید.گفتم:بگو.گفت:ایا چیز دیگری درباره یروستای نویس می دانی؟ گفتم در مدخل دیگری از کتاب تاریخ قم در بخشی که مربوط به رستاق تفرش است در طسق سوم وطسوج جبل محلی به نام "نویسد" امده است که ما را به شکو تردید وا می درارد که اایا این اسامی که گفته شده مربوط به نامهای گذشته ی نویس فعلی است با خیر؟!!

در جواب گفت دوست داشتم به یقین برسم گفتم در ابتدای راهم اگر خداوند یاری فرماید وتوفیق این سعادت قسمت گردد یقین را تقدیم شما خواهم کرد. پرسیدم اجازه می دهی از این باب خارج شویم گفت نمیخواهی بگویی که حدود قرن یازدهم نام نویس در کتابهای تاریخی امده است وان را جز بخش "وزوا"وخلجستان دانسته اند گفتم چه شیرین است از ان لب هر چه فرمایی.

پرسید نویس که از ان صحبت میکنی همسایه هایش را معرفی نمیکنی؟ عرض کردم نویس تقریبا از شمال به" مهر زمین " ومزارع اطراف ان محدود میشود و جنوب ان در دشت روستای "ونان" فرو رفته است.غرب ان در دامن روستای "کاسوا"واز سمت شرق به طرف "قاهان"سرازیر شده است واز شمال غرب به "انجیله"سرک کشیده.

محله های نویس :

روستای نویس از مجموع سه محله که هر کدام برای خود نام جداگانه ای دارد تشکیل شده است . معمولا در عموم  روستا ها یک مرکز محله یا محلی برای تجمع وجود از گذشته تا به حال مرکز تجمع در نویس مساجد –حسینیه ومکانهای زیارتی بوده است .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 22:59  توسط غلامعلی میرزا خلیلی  | 

 

در بخش کوهستانی خلجستان روستای نویس واقع شده که 110km  از شهر قم و قریب 60km  از شهرستان ساوه  ونزدیک 24kmاز راه مالرو با شهرستان تفرش فاصله درد. این روستا بر سر راه پیوند3 رودخانه واقع شده است. کوههای سنجدک به توی یا بقول هم ولایتی ها وتوس  و ویدر در چشم انداز ان می باشد. دارای اب وهوای کوهستانی است .پاییز و بهار ان بسیار زیبا ست.ساختمانه بیشتر بخاطرشیب زمین پلکانی و سقف ها بیشتر چوبی است.ومصالح ساختمانها بیشتر سنگ و خشت و گل  است که اخیرا در ساختمانها ی جدید از تیر اهن  واجر و سیمان استفاده  میشود وکوچه های ان باریک  وشیب دار و صعب العبور می باشد.

این روستا مردمی مذهبی دارد. مذهب انها عموما شیعه ی اثنی عشری است و از نظر فرهنگ مذهبی نزدیک مردم قم و تحت تاثیر ان شهر هستند.

در این شهر قریب هشتصد نفر صاحب زندگی هستند ولی بیشتر انان به صورت فصلی در روستا حضور دارند. این روستا کوهستانها و مراتع نسبتا وسیع و ابادی دارد که شامل  دو بخش کوهستان صعب العبور و کوههای با شیب کمتر میباشد که عبور از انها اسانتر است. در کوهستانها ومراتع گیاهان دارویی فراوانی از قبیل گون  وکتیرا – میهو-مورت-پونه-کلا-واموسیر وحشی-بالمبوشکرک وغیره به چشم می خورد.

این روستا دارای اب شیزین و خنک و همچنان دو مورد اب شور در دو جای متفاوت است  واز مزارع وابسته به ان گزیه –خراب –مزرعه سینجدار را می توان نام برد.اسیابها ی ابی که هم اکنون ویرانه های ان باقی مانده است و به ده باب میرسد از مظاهر  رونق وپیشرفت کشاورزی در نویس بوده . نویس دارای درختهای بسیار کهن گردو که ارتفاعانها به 9m و قطر انها بالغ بر5m می رسد بوده که حقیر انها را دیده بودم. متاسفانه تمام انها از بین رفته و هم اکنون یک درخت که نمونه ای از اقتدار و عظمت باغهای پر درخت نویس میباشد در" دشت کهه" واقع است که دارای 14 شاخه میباشد.

بیشتر محصولات نویس گردو –توت بادام –زرد الو – انگور – گیلاس – البالو – فندق و غیره میباشد و همچین گندم- جو- لوبیا –سیب زمینی – شبدر و غیره در ان کشت می شود.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم شهریور 1385ساعت 0:18  توسط غلامعلی میرزا خلیلی  | 

علاقه به زادگاهم و تشویق دوستان اگاهم به شرط درستی نگاهم از نوکوه به و بقول هم ولایتی ها وتوس بر مجموعه ای از خاک خداوند وتوجه توس او و ارواح مطهر وکامیابی از ائمه ی معصوم و التفات دو قله ی ک ستان و همشهریان محترم بر ان شدیم که جریدهای هرچند کوچک محقره نوشته و صفا و محبت پدران و مادران و برادران وخواهران نویسی را با گوش دل بشنویم و دست دعا بسوی قاضی الحاجات بگیریم و بگوییم ادرکنی و تشکر داشته باشیم از جمع دوستان همشهری که ما را بار دادند و اجازه ی خدمت گزاری.

                                                   غلامعلی میرزا خلیلی

 

 

نگاهی کوتاه به خلج وخلجستان (تاریخچه ی روستای نویس)

 

تقریبا مسلم است که طایفه ی خلج از طوایف بیست وچهار گانه ترکان نحره ی اسیا ی میانه و قشقایی ها پیوندی مشترک با سلجوقیان وترکان عراقی ساکن خلجستان ناحیه ای میان تفرش و ساوه و اراک دارند.

خلجها که در سده ی چهارم هجری از اسیای مرکزی کوچ کرده ودر جنوب افغانستان کنونی در ناحیه ای میان سیستان  وهند وطن گزیده بودن پس از سلطه غزنویان بر سرزمینشان پراکنده شدند و دوباره به حرکت درامدند. بخشی از طایفه ی خلج ساکن افغانسان که ممکن است طایفه ی غلجانی از تبار انان باشن به سمت غرب وایران امدند و پس از مدتی اوارگی در منطقه ای در منطقه ای موسوم به تسوج جبل مسکن گزیدند امروزه این منطقه خلجستان می نامند. خلجستان یکی از بخشهای گسترده شهرستان اشتیان و در خاور ان واقع است.

از شمال به ساوه و تفرش و از جنوب به محلات و اراک و از باختر به اشتیان و از خاور به قم  محدود میشود. در دره ی"وزوا" که از دروازه ی اوه یعنی پل فعلی اوه  به سمت غرب در کوهستان پیشروی  میکند وبه چاله وزوا موسوم است. ناحیه ی دهستان قاهان قرار دارد  که روستاهای اقماری ان عبارتند از :رینه –اغلک-چاهک-ابدانک عمران اباد- گزاباد و مهرزمین در شرق ودر جنوب غربی ونویس –کاسوا وانجیله و ونان در سمت غربی و شمال غربی قاهان واقعند.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم شهریور 1385ساعت 11:20  توسط غلامعلی میرزا خلیلی  | 

ابر یال گیل و ابر کوه توس

                                    گره خورده در دشت همچون عروس

ز ویدر گرفته الی سنجدک

                                    نویس است در این پهنه چون مرد مک

 

                                                                                           غلامعلی میرزا خلیلی

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مرداد 1385ساعت 20:20  توسط غلامعلی میرزا خلیلی  |